|
تعطیلات نوروز هم بهسر رسید و آنچه بر تن موند خستگی ناشی از این تعطیلاته که رمق کار کردن رو ازم گرفته، اما چه میشود کرد، غم نان داریم و باید همی کار کرد.
تعطیلات نورز امسال برای من با تعطیلات نوروز سالهای گذشته قدری متفاوت بود، چون امسال به صورت متأهلی به سیر و سیاحت پرداختم و به همراه مریم، سفری به شیراز داشتم. قبل از اینکه هواپیمامون تو فرودگاه شیراز بشینه، تصورمون بر این بود که به راحتی میتونیم یک هتل آپارتمانی برای اقامت پیدا کنیم، اما امان از یک آلونک. ناامید از پیدا کردن یک چاردیواری کوچیک بودیم که بالاخره لطف نرگس خانم، دوست زهرا (خواهر مریم) و خانوادهاش شامل حالمون شد و تونستیم شب اول رو مهمون این خانواده دوست داشتنی باشیم، اما روزای بعد با پارتی بازی تونستیم محل اقامتی در باشگاه فرهنگیان شیراز که انصافاً جای قشنگی بود، پیدا کنیم و تا روز دهم فروردین رو در اونجا سپری کنیم.
شیراز واقعاً شهر خاطرههاست و همهجاش قشنگ و دیدنیه. اگر بخوام در مورد تک تک آثار باستانیهای شیراز توضیح بدم، باید کتابها در وصفشان بنویسم.
با اینکه حدود 6 روز به سیر و سیاحت در شیراز مشغول بودیم و تونستیم سری به تختجمشید، نقش رستم، آرامگاه حافظ و سعدی، دروازه قرآن، آرامگاه خواجوی کرمانی، شاهچراغ، باغ ارم، باغ دلگشا، باغ عفیفآباد، باغ جهاننما، نارنجستان قوام، خانه زینتالملک، ارگ کریمخان، بازار و مسجد وکیل و عمارت کلاه فرنگی بزنیم و شکوه پارسیان رو به تماشا بنشینیم، اما با این حال نتونستیم پاسارگاد، بهشت گمشده و آبشار مارگون را ببینیم، چون مسافت این سه جا از شهر شیراز به دهها کیلومتر میرسید.
در شیراز جدای از هنر و معماری اصیل ایرانی که چشمها رو خیره میکرد، شکوه پارسیان به خوبی قابل مشاهده بود. آدم وقتی نقش برجستگیهای تخت جمشید و نقش رستم رو به تماشا مینشینه متوجه عظمت ایرانیان میشه. به طور مثال یکی از نقش برجستگیهای نقش رستم، نماینده پادشاه روم رو نشون میده که در مقابل اردشیر زانو زده و یک عربزادهای در حال وساطت برای به حضور طلبیدن نماینده پادشاه روم از سوی اردشیره.این نقش برجسته نشون از جایگاه رفیع ایرانیان در گذشته بوده است.
.
گل سرسبد آثار باستانیهای شیراز رو باید تخت جمشید دونست، جایی که بیش از 2500 سال قدمت داره و باعث افتخار ایرانی جماعته. تو تخت جمشید زمانی که قدم از قدم برمیداشتم، موهای بدنم سیختر میشد و بر ایرانی بودن خود میبالیدم، اما در عین حال مشغول تکفیر اسکندر مقدونی بودم که با به آتش کشوندن تخت جمشید، خواست نشانی از خود در تاریخ به جای گذارد، نشانی که برخلاف تصور او، نماد خوک صفتی وی رو بر تارک جهان برجای گذاشت.
گفتنیها در مورد تخت جمشید و میراث به جا مانده در شیراز زیاده، اما همین را بس که کوروش در حدود 2500 سال پیش با اینکه بر تخت پادشاهی تکیه زده بود، هیچگاه از مردم برای ساختن تخت جمشید بیگاری نکشید و این نشان از آن دارد که پارسیان از تمام قومها و قبیلهها که صدها سال بعد فرهنگ آپارتاید و بردگی رو پیاده کردند، سرتر بودهاند.
این جمله قشنگ از کوروش کبیر رو هم به عنوان عیدی از من پذیرا باشید: «ای انسان، هر که باشی و از هر جا بیایی، زیرا میدانم که خواهی آمد، من کوروشم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردهام، بدین مشت خاک که تن مرا پوشانده، رشک مبر»
یک کلام هم با مسوولان میراث فرهنگی کشور: پولی که از بازدید آثار باستانی کشور نصیب سازمان میراث فرهنگی و گردشگری میشه انقدر زیاده که شاید بشه این سازمان رو پولدارترین سازمان کشور نام نهاد. از مسوولان این سازمان انتظار میره که در حفظ و نگهداری آثار باستانی کشور بیش از پیش کوشش کنند، امری که ما در بازدید خود از آثار باستانی شیراز به چشم ندیدبم. نکته دیگر آن که از مسوولان این سازمان انتظار میره که از تبدیل آثار باستانی به رستوران و قهوهخانه و ... پرهیز کنند، چون میراث گذشتگان باید باقی بمونه نه آنکه به خاطر برخی منافع، حمام وکیل به سفرهخانه سنتی تبدیل بشه. واقعاً جای تأسف داره وقتی که شهروندان این آب و خاک که برای مشاهده میراث گذشتگان خود سری به این میراث میزنند، با تابلو «سفرهخانه سنتی حمام وکیل» و یا «ساعت بازدید 17 الی 18:30» مواجه میشند. هیهات از این همه تلاش برای حفظ آثار باستانی. |