گاهنامه یک روزنامه‌نگار
  
 
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
درج آگهی رایگان
آرشیو

مجموعه رویایی فیلم Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 22 فروردین ماه سال 1386
تخلفات متصدیان امر مسکن

سخنی با مسوولان بانک مسکن:

بهمن ماه سال 85 بود، خوشحال از اینکه پس‌‏انداز چند سال کار خود و شریک زندگی‌‏ام را در بانکی که نام خود را «بانک مسکن» گذاشته و مدعی پرداخت تسهیلات به افراد بی‌‏خانمان است، به صورت قرض‌‏الحسنه گذاشتم تا شاید فردا روزی یک چاردیواری کوچک خریداری کنیم تا بر جوانان هم‌‏سن و سال خود فخر بفروشیم که چه نشسته‌‏اید،‌‏ ما خانه‌‏دار شده‌‏ایم. در وادی همین تخیلات بودیم که خبر آمد بانک مسکن، پرداخت وام و تسهیلات خرید مسکن را از 12 به 18 ماه افزایش و موجودی تکمیل موجودی برای دریافت این تسهیلات را نیز از 6 به 9 میلیون رساند،‌‏ یعنی مصوبه‌‏ای برخلاف تعهد قبلی خود به مشتریانش را از سر گذراند.

چند نکته‌‏ای در این باب:

1- به آقایانی که فخر می‌‏فروشند که تاکنون هم لطف کرده‌‏ایم با سقف واریزی 6 میلیون تومانی، وام 18 میلیون تومانی وام خرید مسکن می‌‏دهیم، باید بگویم اولاً هنر نکرده‌‏اید و وظیفه‌‏تان را کمی تا قسمتی انجام داده‌‏اید، ثانیاً پرداخت این تسهیلات را «وام مسکن» نام ننهید زیرا حداکثر اعتباری که برای این اقدام می‌‏توان قائل بود، «کمک هزینه خرید مسکن» است، چون در این وانفسای بازار مسکن با دو وام 18 میلیون تومانی (که بسی بیشتر) هم نمی‌‏توان خانه‌‏دار شد.

2- مسوولان بانک مسکن با کدام اجازه‌‏، مفاد قرارداد فی‌‏مابین مشتری و بانک را یک‌‏طرفه تغییر داده‌‏اند، مگر نه این است که این بانک با مشتری خود قرارداد امضا کرده است؟ حال ممکن است مسوولان بانک مسکن بگویند که قراردادی با مشتریان خود نبسته‌‏اند، اما آیا «وجدان»، چنین «امضای فرمی» از سوی مشتری را حداقل تعهدنامه نمی‌‏نامد. مسوولان بانک مسکن به مشتریان خود تعهد داده‌‏اند که با تکمیل موجودی 6 میلیون تومانی در حساب قرض‌‏الحسنه به آنها وام 18 میلیون تومانی می‌‏دهد‌‏،‌‏ آیا چنین نیست؟ پس چرا به صورت یک‌‏طرفه این رقم را به 9 میلیون تومان افزایش داده و اعلام کرده است کسانی که می‌‏خواهند ظرف زمانی 12 ماهه، وام 18 میلیون تومانی را دریافت کنند باید مبلغ 9 میلیون تومان سپرده‌‏گذاری کنند، در غیر این صورت باید 18 ماه را در انتظار دریافت وام باشند.

3- مسوولان بانک مسکن با کدام اجازه قانونی، مصوبه خود را «عطف به ماسبق» می‌‏کنند؟ مگر ممکن است مصوبه‌‏ای شامل حال قراردادهای پیشین هم شود؟ در کدام یک از مکاتب حقوقی، قانونگذار، اجرای مصوبات تازه تصویب را به پیش از تصویب این مصوبه تسری می‌‏دهد؟ مسوولان بانک مسکن اگر کمترین آگاهی را از قوانین داشتند، حداقل مصوبات اخیرالتصویب خود را «عطف به ماسبق» نمی‌‏کردند.

آقایان بدانند که هنوز رمقی در جان‌‏ها باقی مانده است که این موضوع را در دیوان عدالت اداری دنبال کند تا شاید فرجی در ابطال این مصوبه حاصل آید.

سخنی نیز با مسوولان وزارت مسکن:

شما چه در باب خانه‌‏دار مردم تمدن‌‏دار ایران کرده‌‏اید؟ مردمی که هر چه دارید از آنان است. قیمت مسکن را کاهش داده‌‏اید؟ بازار مسکن را کنترل کرده‌‏اید؟ نرخ اجاره بهای مسکن را کاهش داده‌‏اید؟ (مقاوم‌‏سازی ساختمان‌‏های شهر،‌‏پیشکش) چه کرده‌‏اید؟ توضیح دهید. آقایان! بدانید با ارایه یکسری گزارشات (الله اعلم شاید بعضاً نادرست) از سیر تحولات بازار مسکن، افکار عمومی اقناع نمی‌‏شود، چون مردم از هم‌‏گسیختگی و پریشانی بازار مسکن را به عینه دیده است.

آقایان،‌‏ مسوولان،‌‏ وزرا و حکما بیایید اقشار بی‌‏خانمان ایران زمین‌‏ را بیش از پیش پریشان خاطر نکنید و بر مشقات خرید مسکنش نیفزایید، والا دیدارمان در اسفل ‌‏السافلین.


 
سه شنبه 14 فروردین ماه سال 1386
شیراز؛ شهر زیبایی‌ها

تعطیلات نوروز هم به‌‏سر رسید و آنچه بر تن موند خستگی ناشی از این تعطیلاته که رمق کار کردن رو ازم گرفته، اما چه می‌‏شود کرد، غم نان داریم و باید همی کار کرد.

تعطیلات نورز امسال برای من با تعطیلات نوروز سال‌‏های گذشته قدری متفاوت بود، چون امسال به صورت متأهلی به سیر و سیاحت پرداختم و به همراه مریم، سفری به شیراز داشتم. قبل از اینکه هواپیمامون تو فرودگاه شیراز بشینه، تصورمون بر این بود که به راحتی می‌‏تونیم یک هتل آپارتمانی برای اقامت پیدا کنیم، اما امان از یک آلونک. ناامید از پیدا کردن یک چاردیواری کوچیک بودیم که بالاخره لطف نرگس خانم، دوست زهرا (خواهر مریم) و خانواده‌‏اش شامل حالمون شد و تونستیم شب اول رو مهمون این خانواده دوست داشتنی باشیم، اما روزای بعد با پارتی بازی تونستیم محل اقامتی در باشگاه فرهنگیان شیراز که انصافاً جای قشنگی بود، پیدا کنیم و تا روز دهم فروردین رو در اونجا سپری کنیم.

شیراز واقعاً شهر خاطره‌‏هاست و همه‌‏جاش قشنگ و دیدنیه. اگر بخوام در مورد تک تک آثار باستانی‌‏‌‏های شیراز توضیح بدم، باید کتاب‌‏ها در وصفشان بنویسم.

با اینکه حدود 6 روز به سیر و سیاحت در شیراز مشغول بودیم و تونستیم سری به تخت‌‏جمشید، نقش رستم، آرامگاه حافظ و سعدی، دروازه قرآن، آرامگاه خواجوی کرمانی، شاهچراغ، باغ ارم، باغ دلگشا، باغ عفیف‌‏آباد، باغ جهان‌‏نما، نارنجستان قوام، خانه زینت‌‏الملک، ارگ کریم‌‏خان، بازار و مسجد وکیل و عمارت کلاه فرنگی بزنیم و شکوه پارسیان رو به تماشا بنشینیم، اما با این حال نتونستیم پاسارگاد، بهشت گمشده و آبشار مارگون را ببینیم، چون مسافت این سه جا از شهر شیراز به ده‌‏ها کیلومتر می‌‏رسید.

در شیراز جدای از هنر و معماری اصیل ایرانی که چشم‌‏ها رو خیره می‌‏کرد، شکوه پارسیان به خوبی قابل مشاهده بود. آدم وقتی نقش برجستگی‌‏های تخت جمشید و نقش رستم رو به تماشا می‌‏نشینه متوجه عظمت ایرانیان می‌‏شه. به طور مثال یکی از نقش برجستگی‌‏های نقش رستم، نماینده پادشاه روم رو نشون می‌‏ده که در مقابل اردشیر زانو زده و یک عرب‌‏زاده‌‏ای در حال وساطت برای به حضور طلبیدن نماینده پادشاه روم از سوی اردشیره.این نقش برجسته نشون از جایگاه رفیع ایرانیان در  گذشته بوده است.

.عکس مربوط به زانو زدن نماینده پادشاه روم مقابل اردشیر

گل سرسبد آثار باستانی‌‏های شیراز رو باید تخت جمشید دونست، جایی که بیش از 2500 سال قدمت داره و باعث افتخار ایرانی جماعته. تو تخت جمشید زمانی که قدم از قدم برمی‌‏داشتم، موهای بدنم سیخ‌‏تر می‌‏شد و بر ایرانی بودن خود می‌‏بالیدم، اما در عین حال مشغول تکفیر اسکندر مقدونی بودم که با به آتش کشوندن تخت جمشید، خواست نشانی از خود در تاریخ به جای گذارد، نشانی که برخلاف تصور او، نماد خوک صفتی وی رو بر تارک جهان برجای گذاشت.

گفتنی‌‏ها در مورد تخت جمشید و میراث به جا مانده در شیراز زیاده، اما همین را بس که کوروش در حدود 2500 سال پیش با اینکه بر تخت پادشاهی تکیه زده بود، هیچ‌‏گاه از مردم برای ساختن تخت جمشید بیگاری نکشید و این نشان از آن دارد که پارسیان از تمام قوم‌‏ها و قبیله‌‏ها که صدها سال بعد فرهنگ آپارتاید و بردگی رو پیاده کردند، سرتر بوده‌‏اند.

این جمله قشنگ از کوروش کبیر رو هم به عنوان عیدی از من پذیرا باشید: «ای انسان، هر که باشی و از هر جا بیایی، زیرا می‌‏دانم که خواهی آمد، من کوروشم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کرده‌‏ام، بدین مشت خاک که تن مرا پوشانده، رشک مبر»

یک کلام هم با مسوولان میراث فرهنگی کشور: پولی که از بازدید آثار باستانی کشور نصیب سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می‌‏شه انقدر زیاده که شاید بشه این سازمان رو پولدارترین سازمان کشور نام نهاد. از مسوولان این سازمان انتظار می‌‏ره که در حفظ و نگهداری آثار باستانی کشور بیش از پیش کوشش کنند، امری که ما در بازدید خود از آثار باستانی شیراز به چشم ندیدبم. نکته دیگر آن که از مسوولان این سازمان انتظار می‌‏ره که از تبدیل آثار باستانی به رستوران و قهوه‌‏خانه و ... پرهیز کنند، چون میراث گذشتگان باید باقی بمونه نه آن‌‏که به خاطر برخی منافع، حمام وکیل به سفره‌‏خانه سنتی تبدیل بشه. واقعاً جای تأسف داره وقتی که شهروندان این آب و خاک که برای مشاهده میراث گذشتگان خود سری به این میراث می‌‏زنند، با تابلو «سفره‌‏خانه سنتی حمام وکیل» و یا «ساعت بازدید 17 الی 18:30» مواجه می‌‏شند. هیهات از این همه تلاش برای حفظ آثار باستانی.


 
چهارشنبه 1 فروردین ماه سال 1386
عیدتون مبارک

 

 یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبراللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 سلام.

عیدتون مبارک، 100 سال به این سال‌‏ها. امسال این توفیق رو نداشتم که در لحظه سال تحویل بیدار باشم، اما قبل از اینکه بخوابم برای همه دوستان، بهترین‌‏ها را آرزو کردم. بیایم همانگونه که هفت‌سین رو سر سفره‌های عیدمون جای می‌دیم، هفت خصلت انسانیت (کرامت، صداقت، صفای باطن، پاکی، بی‌ریایی، خوش‌خلقی و مهربانی) رو میزبان دلهامان کنیم.‌

سال 85 با همه خوبی‌‏ها و بدی‌‏هاش سپری شد و سال 86 فرا رسید. به حوادث و مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... که در سال گذشته در کشور رخ داد، کاری نیست و اگر کاری بود کتابی می‌‏نگاشتم به قطر اقیانوس.

اما سال 85 برای من سال خاطره‌‏انگیزی بود، سالی که متأهل شدم و به یاری خدا، عشق گمگشته خود رو پیدا کردم و امروز نیز در کنارش احساس خوشبختی و آرامش می‌‏کنم. و سال 86 نیز قراره زیر یک سقف بریم تا زندگی متأهلی را به صورت عملی تجربه کنیم.

ایام عید امسال قراره من و مریم به شیراز سفر کنیم تا در دیار سعدی و حافظ به سیر و سفر بپردازیم و در کنار هم خوش‌‏ترین روزهای زندگی متأهلی خود را سپری کنیم. اونجا رفتیم دیگه از سوهان و شکلات و گز و ... خبری نیستا، اما بجاش تو حافظیه تا دلتون بخواد براتون شعر می‌‏خونم و «فالت می‌‏گیرم».

خوش باشید و سبز.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 51537


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
خدایا؛ من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو چون خود نداری.
فردی هستم درد کشیده، فراوان، اما امیدوار و سعی در جاری کردن لبخند بر لبان خود و اطرافیان.
خبرنگارم و به شغلم عشق می‌ورزم و به دنبال افزایش اندوخته مالی در پی این شغل نیامدم. بیشتر عمر مطبوعاتی‌ام را در حوزه حقوقی و قضایی سپری کردم و در توان خود به دنبال احیای حقوق شهروندی‌ام. با اینکه به نوعی در حوزه سیاسی فعالیت می‌کنم اما رفتار و کردام بویی از سیاست نبرده، چون اعمال سیاست که خود فضایی سخت و خشن را می‌طلبد در رفتار و تعامل با دیگران جایگاهی ندارد، معتقدم باید با دلی صاف و بی شیله پیله به دنبال برقراری ارتباط با اطرفیان بود.
دوستان خوب زیادی با روحیات مختلف دارم و به تک تکشون افتخار می‌کنم، چون یاران با وفا در شرایط مختلف و مشوقان خوبی در کارها برایم بوده و هستند.
در این وبلاگ به دنبال محملی برای بیان اندیشه و افکارم در مسایل مختلف هستم، هرچند درست یا غلط. از خدا می‌خوام به قلمم جرأت بده تا در این کلبه کوچک تبیین افکار، عقایدم را شفاف بیان کنم.
و در پایان اگر موارد ذکر شده حمل بر خودستایی نباشد، همواره در پی کسب تجربه و پیشرفت در کار بوده و هستم.
شناسنامه کامل من...